حسين علوى مهر
20
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
است كه فهم معناى مقصود آن مشكل است » . آية اللّه خوئى رحمه اللّه مىفرمايد : « انّ التفسير هو كشف القناع فلا يكون منه حمل اللفظ على ظاهره لأنه ليس بمستور حتّى يكشف ؛ « 1 » تفسير ، پردهبردارى است . بنابراين ، حمل و معنا كردن لفظى بر ظاهرش از نوع تفسير نيست ؛ زيرا خفا و پرده و پوششى نبوده است تا كشف گردد » . سيوطى مىگويد : « تفسير ، باب تفعيل از فسر است و آن بيان و كشف مىباشد و گويند كه مقلوب سفر است ، چنان كه مىگويى : « اسفر الصبح ؛ صبح روشن شد » . و به قولى از تفسره - وسيلهء معاينهء طبيب گرفته شده است » . « 2 » تفتازانى مىنويسد : « هو العلم الباحث عن احوال الفاظ كلام اللّه من حيث الدلالة على مراد اللّه ؛ « 3 » تفسير علمى است كه از حول الفاظ كلام خداوند براى به دست آوردن مراد و مقصود او بحث مىكند » . نتيجه آنچه مىتوان از تعاريف تفسير برداشت كرد و دخالت در اصطلاح تفسير داد ، عناصر زير است : الف . كشف ، پرده بردارى و روشن نمودن . ب . هر كشف و روشن نمودنى ، پيش از آن بايد داراى خفا و پنهانى باشد . ج . هر روشن نمودن و كشفى تفسير نيست ، بلكه تفسير كشف كلام الهى است ( منظور از كلام الهى ، حديث قدسى نيست ، بلكه كتاب آسمانى مسلمانان ؛ يعنى قرآن كريم است . احاديث قدسى بر خلاف وحى قرآنى ، جنبهء اعجاز ندارد ) . د . آنچه در كشف كلام مهم است ، مراد و مقصود خداوند متعال است . ه . بيان و كشف مىتواند به صورت نوشته ، يا گفتمان باشد .
--> ( 1 ) البيان / 269 . ( 2 ) ترجمهء الاتقان ، ج 2 / 550 ، مترجم سيد مهدى حائرى قزوينى . ( 3 ) كلمة فى التفسير ، احمد رضا ، مقدمهء مجمع البيان / 60 .